دخترغمگين

تقديم به كسي كه هميشه دغدغه ي ازدست دادنشودارم....

صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با من پروفایل قالب وبلاگ

شب آرزوها

امشب شب آرزوهاس...


عزيزدلم امشب آرزو دارم آرزويت آرزويم وآرزويم انچه باشدكه آرزويش را داري....



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 03 اردیبهشت 1394 ] [ 17:41 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(2) ]

بهونه فرق ميكنه كامل بخون

سلام بهونه ي قشنگ من براي زندگي...آره بازم منم همون ديونه ي هميشگي...فداي مهربونيات چه ميكني باسرنوشت دلم برات تنگ شده بوداين نامه روبرات نوشت حال منواگه بخاي رنگ گلاي قاليه جاي نگاهت بدجوري توصحن چشمام خاليه...ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
تورفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي داره
من همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 19 فروردین 1394 ] [ 16:17 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(2) ]

عشق من...



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 19 فروردین 1394 ] [ 16:12 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(0) ]

.....!!

 

 

 

 

 

 



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 19 فروردین 1394 ] [ 15:27 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(1) ]

همممممم



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 05 فروردین 1394 ] [ 19:07 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(1) ]

خدايا....



برچسب‌ها:
[ دوشنبه 18 اسفند 1393 ] [ 19:29 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(0) ]

شايدآخرين ولنتاين باهم بودنمون باشه...ولنتاينت قشنگ....



برچسب‌ها:
[ جمعه 24 بهمن 1393 ] [ 19:31 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(0) ]

ba to bodan



برچسب‌ها:
[ جمعه 10 بهمن 1393 ] [ 16:39 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(0) ]

هرسالروزتولدم شمع هاي بيشتري براي بودنم اشك ميريزند....

دوباره دارد غروب می شود....دلهره دارم و یک غم عجیب...و فاصله دارم، از خودم.

 

این منم با اندیشه های سبز برای امروز و فردایم کنار تو...تولد من است و امشب سخت در خود فرو می روم.غرق اندیشه هایم می شوم و دوباره آن بغض سنگین می آیدو در گلویم می نشیند و من چه ساده سکوت را می پذیرم.شب تولد من است و من در بهت و حیرت گذر از این روزها و آن روزها...من چه باور نکردنی جوان مانده ام...پس از آن همه سختی...تنهایی و عذاب...من گذشته را با خود دارم...امروز را زندگی و فردا را روشن می بینم...من شبیه هیچ کس نیستم....

غروب شد...زانوهایم را بغل می گیرم و به خورشید خیره می شوم...چراغ ها روشن می شوند و من یک شمع روشن می کنم: یک سال گذشت.حال مر امسال زیباتر کن...تو و فقط تو ای خدای من...



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 18 دی 1393 ] [ 17:00 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(1) ]

انتظار

تاريكي اتاقم شكسته ميشودبانوري ضعيف...لرزشي روي ميزكنارتختم مي افتدازاين صدامتنفربودم چشمهايم راميمالمnew massegتا لود شودآرزوميكنم كاش توباشي سكوت ميكنم آرزوي بي جايي بود...



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 18 دی 1393 ] [ 16:48 ] [ unhappygirl ] [ ارسال نظر(0) ]

درباره وبلاگ

به پایان رسیده ام اما نقطه نمیگذارم یک ویرگول میگذارم “،” این هم امیدیست ؛ شاید که برگردی ...

نویسندگان

روياي ممنوعه

آخرین پست ها

دلتنگم...
post
post
post
post
روزی...
خداجونم...
وجدان...
شب آرزوها
بهونه فرق ميكنه كامل بخون

آرشیو مطالب

آبان 1396
شهریور 1396
مرداد 1396
اردیبهشت 1395
آبان 1394
مهر 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393

پیوندها

قالب لوکس بلاگ|قالب وبلاگ عاشقانه آرزوهای من لوکس بلاگ
تبلیغات در اینستاگرام|عینکی آفتابی
ثبت شرکت | چارتر|فروش طلایاب
دانلود پروژه |  تور کیش |خرید کتاب ابولفضل کمال الدین اسماعیل اصفهانی
روغن پاش آشپزخانه|درب اتوماتیک
فروش سگ ژرمن شپرد | فال حافظ

سایت آوازک

سایت تبادل لینک|استخدام
چت|طراحی داخلی تجاری
دینام پمپ الکتروژن|اخبار
لوستر کلاسیک|چت روم

دیگر امکانات

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
[ طراح قالب : آوازک | Theme By : Avazak.ir ]
💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
وا